گویا امروزه مسکن فقط باید محلی برای سکونت باشد، نه برای آرامش روحی و روانی افراد خانواده، زیرا بسیاری از سودجویان، منزلی طراحی می کنند که تنها تامین کننده سودشان باشد. دیگر روح و روان برای آنها بی معنا شده و این دقیقا نقطه مقابل معماری ایرانی و اسلامی است.

معمار ایرانی دیروز، بنایی، خانه ای و... را با مردم و برای مردم می ساخت که روح و جان و آرامش خانواده اولین هدف او بود و سکونت در درجه دوم قرار می گرفت و با کمال تأسف، دنیا گرایی و سود مداری غرب، امروزه در حال رسوخ به فرهنگ و نهاد معماری ماست و بعضی از معماران تحصیلکرده دانشکده ها به آن خوشامد می گویند و آن تدابیر معماری غریبه با فرهنگ ما را، به اجرا می گذارند.

معماری امروزه ما، به جای گرایش به فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان، به (مدهای غربی) گرایش پیدا کرده و خواسته یا ناخواسته در مسیری افتاده که ما را از اصل و خویش دور می کند و گویا بعضی از مردم جامعه هم مدتی کوتاه، آن را پاسخی رضایت بخش به خواسته ی خود می پندارند. هر چقدر این بی هویتی و توجه نداشتن به معنا و هویت، کم رنگ تر شود؛ شاهد بروز بیشتر سردرگمی و فقدان احساس تعلق در مکان ها و شهرهایمان خواهیم شد.

هر بنا و هر ساختمان بخشی از تاریخ و فرهنگ مردمی است که آن را ساخته اند و نابود کردن آن در واقع منجر به از بین رفتن حافظه جمعی و تاریخی شهر می شود و به دنبال آن تعادل فرهنگی و هویتی به هم می خورد، که فقدان هویت و معنا در فضاهای معماری می تواند نتیجه ی آن باشد.

"طراحی خانه من، ایران کوچک من؛ برگرفته از اصول استاد پیرنیا"، زنده کردن ارزشهای معماری گذشته با توجه به معماری امروز است. خانه من، ایران کوچک من؛ نامی است که مخاطب پروژه جناب آقای داریوش ارجمند بر خانه شخصی خود نهادند.

این یک پروژه دانشجویی بود که با توجه به نیازهای مخاطب خود، طراحی شد. طی صحبت هایی که با جناب داریوش ارجمند انجام شد، تا حدودی به ذهنیات ایشان آگاه شدیم. از نظر این بزرگوار، خانه جایی است که تمامی اعضای خانواده حتی بعد از ازدواج در کنار هم، در آن زندگی می کنند. خانه باید اندرونی و بیرونی، ورودی و هشتی داشته و آَشپزخانه حیاط خلوت داشته باشد. مصالح مورد استفاده در خانه، باید دلچسب بوده، نماها از آجر و ساروج باشد و در هیچ جای خانه، از سنگ و مصالح خشن استفاده نشود. بهترین نمونه خانه ای که داریوش ارجمند می پسندد؛ خانه عباسیان و خانه عامری ها در کاشان می باشد.

طراحی این پروژه در منطقه کفایی مشهد استان خراسان رضوی، که دارای بافت اصیل و نسبتا قدیمی مسکونی شهر می باشد، در بهار 94 آغاز شد و در تیر ماه 94 ارائه نهایی گردید.

اهداف جزئی طرح:
   1- اهمیت به اصول معماری ایرانی استاد پیرنیا (مردم واری، درون گرایی، خود بسندگی، پرهیز از بیهودگی، نیارش و پیمون)
   2- توجه به نیازهای مخاطب و پیوند آن با معماری عصر حاضر.
   3- تحلیل و بررسی خانه های ایرانی گذشته و استخراج الگو ها و تبدیل آنها به الگوهای قابل استفاده امروزه.

دانشجویان: آیلر رضوی- زهرا صامتی- وجیهه حاجی محمد زاده- معصومه مختاری- یگانه معینیان
استاد راهنما: جناب آقای دکتر صحاف- سرکار خانم مهندس مقدم
طرح 2 کارشناسی ارشد معماری
دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد مقدس- تابستان 1394